تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
على را دل ز غم بيتاب كرديد * در آخر كشتهء محراب كرديد حَسَن را از شما دل غرق خونشد * بزهر كين ز حلقومش برون شد حُسين را با همه پيمان و دعوت * بكشتيدش بهر خوارى و ذلّت لبش خشك و سرش بر نيزه‌ها شد * تنش از سمّ مركب توتيا شد رضايم از شما حق ناشناسان * كه بگذاريد ما را با خود اينسان نه يارى خواهم و نى كينه‌دارى * نه مهمانى و نه اشترسوارى رضينا منكم راسا براس * نه خيرى از شما جويم نه بَأسى

( ابيات حضرت سجّاد عليه السّلام و ترجمهء ان )

و عن مسلم الجصّاص قال و اذا انا بعلىّ بن الحسين عليه السّلام على ؟ ؟ ؟ به غير و طآء و اوداجه تشنحب دما و هو مع ذلك يبكى و يقول :
يا مّة السّوء لا سقيا لربعكم * يا امّة لم تراعى جدّنا فينا لو انّنا و رسول اللّه يجمعنا * يوم القيمة ما كنتم تقولونا تسيّرونا على الأقتاب عارية * كاننّا لم نشيّد فيكم دينا

( ترجمه )

اى امّت بد دل بشما شاد نباشد * وين كوى شما تا أبد آباد نباشد ايخانه خرابان كه نكرديد رعايت * دربارهء ما آل نبىّ حقّ رسالت فردا كه نبى جمع كند ما و شما را * او را چه جوابيست كه گوئيد و چه ما را فرداست كه گويد بشما بهر چه تقصير * كرديد همه آل مرا طعمهء شمشير اى امت بد سير دهيد از چه بدينسان * ما را چو اسيران به روى اشتر عريان با ما بنمائيد بدينگونه ز رفتار * گويا كه نه ما دين شما ساخته پادار اينست جزائى كه بما در عوض دين * داديد كه باشيم اسير سپه كين

( مكالمهء حضرت زينب با ابن زياد )