( و فى هذا المعنى ايضا )
هلال من چرا عمر تو كم بود * بأين عمر كمت سهم تو غم بود
تو كه حدّ كمال خود نديدى * خسوفت ناگهانى در رسيدى
چه زود ايماه من غيبت نمودى * غروبت زود شد وقتش نبودى
كجا روزى بد اين و هم و گمانم * كه من بعد از تو در دوران بمانم
مرا كى اينچنين بودى تُوَهُمّ * سرت بر نيزه پيش چشم مردم
كجا بودم گمان در روزگارى * كنم بعد از تو من اشترسوارى
قضا بر ما و تو تقدير اين كرد * تو كشته من اسير من اهل كين كرد
همين افسردهء زار حزينه * بود دخت عزيز تو سكينه
بر او كن يكنظر با بىپناهى * بدست آور دلش با يك نگاهى
دمى با فاطمه بنماى صحبت * كه قلبش ميشكافد از مصيبت
جواد اين قصّه را بگذار و بگذر * دل ما را مزن زين غصّه آذر
( ايضا گفتگوى زينب با سر برادر )
برادر جان بقربان سَرِ تو * چرا افتاده دور از پيكر تو
سَرَت در شهرها بر نى بجولان * تنت در كربلا بر خاك عريان
تو سلطان جهانى در زمانت * چرا بر نوك نى باشد مكانت
دَمى بنگر بصغراى حزينه * نظر افكن بر احوال سكينه
دمى از لطف با او همسخن شو * و يا از مرحمت همراز من شو
بنالم بر سَرِ دُور از تن تو * و يا بر نيزه قرآن خواندن تو
( ايضا فى هذا المعنى )
آه از دل زينب واى از دل زينب * بر ناقه عُريان شد محمل زينب
پروردهء زهرا كى ديده اسيرى * نوباؤه طه كى ديدهء حقيرى