تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
اين آتش اخكرى بد از آن آتش عظيم * كامل سقيفه بر در حبل المتين زدند مقصد نبود سوختن خيَمه يا كه در * آتش بوحى و مهبط روح الأمين زدند

( أيضا فى هذا المعنى )

دو آتش اهل كين از كين بيفروخت * كه در آتش هَمه اوراق دين سوخت يكى اندر مدينه اهل كينه * زدندى بر دَرِ دار السَّكينه يكى در كربلا قوم ستمگر * زدند بر خيمهء آل پيمبر در آن آتش بُدى زهرا مياندار * حمايت از على كردى ز اشرار پى حفظ على خود را سپر كرد * شكسته پهلويش از ضرب دَر كرد چو مانع شد بَرنَد او را ز خانه * تنش آزرده شد از تازيانه در اين آتش بُدى زينب مياندار * وَلى بر او حمايت بود بسيار گهى اطفال را كردى رعايت * گهى ميكرد از زنها حمايت گهى از كَعب نى حفظ زنان كرد * گهى رفع شرر از كودكان كرد گهى خود را فكندى در زبانه * بكتفش ميزدندى تازيانه على هَم داشت امّا بود بيمار * هم او را بود حامى هم پرستار گهى در خيمه رفت و گه برونشد * دلش از غصّهء بيمار خون شد خدا داند چه بر زينب رسيدى * كه تا بيمارش از آتش كشيدى جواد اين هر دو آتش شعله افروخت * بهر جا سر كشيدى عالَمى سوخت

( مرثيه در بيان حال زينب در سر نعش برادر )

آه از دَميكه زينب كبُرى بقتلگاه * چشمش به پيكر شه گلگون قبا فتاد از دُل كشيد ناله چنان كاز خروش وى * چندان خروش در حَرَم كبريا فتاد جسمى فتاده بىسَر و بىجامه بى كفن * زد نَعره‌اى كه زلزله در كربلا فتاد جانسوز نوحه كرد و همى زار ميگريست * كاز نوحه‌اش چه گريه در آن اشقيا فتاد