اين آتش اخكرى بد از آن آتش عظيم * كامل سقيفه بر در حبل المتين زدند
مقصد نبود سوختن خيَمه يا كه در * آتش بوحى و مهبط روح الأمين زدند
( أيضا فى هذا المعنى )
دو آتش اهل كين از كين بيفروخت * كه در آتش هَمه اوراق دين سوخت
يكى اندر مدينه اهل كينه * زدندى بر دَرِ دار السَّكينه
يكى در كربلا قوم ستمگر * زدند بر خيمهء آل پيمبر
در آن آتش بُدى زهرا مياندار * حمايت از على كردى ز اشرار
پى حفظ على خود را سپر كرد * شكسته پهلويش از ضرب دَر كرد
چو مانع شد بَرنَد او را ز خانه * تنش آزرده شد از تازيانه
در اين آتش بُدى زينب مياندار * وَلى بر او حمايت بود بسيار
گهى اطفال را كردى رعايت * گهى ميكرد از زنها حمايت
گهى از كَعب نى حفظ زنان كرد * گهى رفع شرر از كودكان كرد
گهى خود را فكندى در زبانه * بكتفش ميزدندى تازيانه
على هَم داشت امّا بود بيمار * هم او را بود حامى هم پرستار
گهى در خيمه رفت و گه برونشد * دلش از غصّهء بيمار خون شد
خدا داند چه بر زينب رسيدى * كه تا بيمارش از آتش كشيدى
جواد اين هر دو آتش شعله افروخت * بهر جا سر كشيدى عالَمى سوخت
( مرثيه در بيان حال زينب در سر نعش برادر )
آه از دَميكه زينب كبُرى بقتلگاه * چشمش به پيكر شه گلگون قبا فتاد
از دُل كشيد ناله چنان كاز خروش وى * چندان خروش در حَرَم كبريا فتاد
جسمى فتاده بىسَر و بىجامه بى كفن * زد نَعرهاى كه زلزله در كربلا فتاد
جانسوز نوحه كرد و همى زار ميگريست * كاز نوحهاش چه گريه در آن اشقيا فتاد