تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

( ترجمه )

شاه چو افتاد ز زين بر زمين * اسب شه از غصّه نگون كرد زين كاكل و يالش همَه در خون كشيد * رو بسَرا پرده بسرعت دويد با سُم خود خاك بسَر ميفشاند * اشك بس از ديده برخ ميچكاند شيهه بر افراشت بآه و فغان * واى امان از ستم كوفيان آه حُسين كشته شد * واى حُسين كشته شد بانك غم از شيهه چو بشناختند * پرده گيان جُمله برون تاختند اسب بديدند كه زين واژگون * كاكل و يال و سر و تن غرق خون پس بدويدند سوى قتلگاه * بلكه به‌بينند دمى زنده شاه بر سَر و بر سينه زنان ميدوند * موى كَنان مويه‌كُنان ميدوند آه حُسين كشته شد * واى حُسين كشته شد صيحه‌زنان تا بسَر تَلّ شدند * از سَرَ تلّ ناظر مقتل شدند شاه بديدند كه بر سينه‌اش * شمر نشسته ز روى كينه‌اش تيغ بيكدست و بيكدست ريش * آه كه گشتى دل زينب پريش قطع كن اين واقعه اينجا جواد * بر دل زينب مزن آتش زياد آه حُسين كشته شد * واى حُسين كشته شد

( امدن آنحيوان الظّليمة الظّليمة گويان بخيام حرم )

الظليمة الظليمة * از گروه جور شيمَه زينبش شد بىبرادر * دخترش گشتى يتيميه