قسم به جان شريفت ز زندگى سيرَم * چنين حيات كه بى تو است خير دارد چون ؟
مگر كه قلب من از آهن است يا از سنگ * كه دشمنان تو بينم ز هر جهت مأمون
به دوستان تو چون افكنم نظر بينم * يكى شكسته دل و ديگرى بود محزون
يكى به فقر گذارد يكى به نان شبى * يكى مريض و يكى دردمند و يك مديون
يكى اسير و يكى مبتلا يكى بى جا * يكى ذليل و يكى خاسر و يكى مغبون
يكى حقير و يكى بىكَس و يكى مظلوم * يكى ضعيف و يكى بينوا يكى مسجون
نه دست مال كه تا پر شكستهگان گيرم * نه دست زور كه تا ظلم را كنم وارون
در اين ميانه چه سازم كه دست كوتاهست * به غير آن كه بميرم ز درد و آه درون
گذشته آن كه بود دردهاى بىدرمان * كه مرگ صاحب دين را است شربت و معجون
امان كه از پى اضلال جاهل و دانا * قيام كرده ز هر جانبى يكى ملعون
يكى به ذكر و يكى خانقاه يك به سرود * يكى به شعر و يكى گفتههاى ناموزون
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٩٠