تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
هر آن كه فعل على عليه السلام كرد و قول او بگرفت * محب اوست نه شيرين زبان و دل چركين به شعرِ حكمت و الفاظ پند ، غَرّه مشو * دل سياه چه پُرحكمت و چه پُر سِرگين مگو كه اهل بِدَع هم خُداش حكمت داد * خدا نداده به سرقت ربوده اين بىدين ز بهر فتنه نبُوْد ار خدا به عجل نداد * زبان نطق كه تا سامرى كند تفتين همين بس است جواد آن كه اهل انصاف است * وگر نه آن چه بگويى نمىكند تمكين
* * *
دل مهجور به مويى بُوَد از درد نهان * مَكُنيدَش دگر آزار به شمشير زبان شيشهء حوصلهء عاشقِ مهجور بسى * نازُكَستى به تأَنّى بِنَهيدَش به مكان نونهال خط عمرش به يكى ريشه به پا است * با حذر رهگذران ! تا كه نيفتد به تكان ساخت كار دل ديوانه وى سنگ فراق * سنگ ديگر مزنيدش به سر ، اى بىخردان ! گل گلزار حياتش ز غم آب وصال * خشك گرديده چرا رنج دهيدش به خَسان