تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
گر اكتفاء تو بر كاملان بود هيهات * كه در هزار يكى مدعى بود قابل ولى جواد ، تو اندر اميد راسخ باش * كه حُسنِ ظنِّ مقصّر ، نه كمتر از عامل

قافيهء ( م )

از آن زمان كه دل اندر هواى او بستم * به خود نيامده دائم به جستجو هستم هر آن كه نيستى آگه ز درد پنهانم * گمان كند كه من از عاقلانِ برونستم خيال سوء مَبَر آن كه را كه نشناسى * كه من به عيش وصال حبيب وارستم تو نيستى طلب و در فناى خود مىكوش * كه من ز نيستى خويش زنده شُد ، هستم همان بس است مرا آرزو كه در روزى * به دامن كَرَم و مجد او رسد دستم برو تو علم و عمل جو گَرَش طمع دارى * كه من در اين دو فقط شرط وصل ديدَستَم به علم غرّه نِيَم ز آنكه بى عمل هرگز * نياردم شرفى بلكه مىكند پستم چه علم آن كه بشر از حقيقتش محروم * نه همچو بلدهء زابل كه گيردش رُستم
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 80 | الشيخ محمد جواد الخراساني