همان خوشم كه اگر در فراق او ميرم * به وقت مردنم آيد ببينمش به كمال
مگو جواد كه شايد به ما ندارد چشم * كه چشم او نبود جز به عاشقانِ وصال
* * *
اگر مراد دلم يك نَفَس شود حاصل * ديگر نه نَفْس و نَفَس خواهم و نه خواهم دل
چه آرزوست مرا غير ديدن رخ دوست * نكرده در دل من جز هواى او منزل
عجب مدار اگر تركِ جان همى گويم * دمى كه ديده شود بر مراد دل نائل
به ياد او همه روز و شبم به ناله گذشت * به غير ناله چه دارم كه تا شوم و اصل
صبا زمن برسانش سلام فاش بگو * كه بيش از اين مگذار اين عليل را عاطل
عدالت است بِرانى اگر مقصّر را * وليك لطف تو بر عاصيان بود شامل
كسى نرفته ز دربار شفقتت نوميد * نرانى از در الطاف و مكرمت سائل
رَهِ مُداقّه با دوستان اگر گيرى * به جز قليل تو را نيست دوستى كامل