شهاب ثاقب قهر خدا كجاست كه تا * به تير رجم بِراند مُحَرِّف آيَش
كجاست كى ز پس پرده مىشود ظاهر * كه تا جواد ببالد به صدق دعوايش
* * *
هر آن كه دست ولا با تو داد يارش باش * به هر بليه و هر درد غمگسارش باش
هر آن كه غير تو نشناخت ، دل به جز تو نداد * تو هم مدام چه ، جانانِه در كنارش باش
هر آن كه خاكنشين گشت در هواى سرت * به لطف دادرسى حال خاكسارش باش
بيا براى خدا خسروا به بنده نگر * نوازشى كن و در خلق افتخارش باش
به راه بندگيت از هر اعتبار گذشت * تو مايهء شرفش باش واعتبارش باش
تمام هستى خود صرف در ره تو نمود * كنون تو ناظر اين حال انكسارش باش
جواد كَز غم تو روز و شب در افغان است * ترحمى كن و بر نالههاى زارش باش
ز خجلت آن كه ندارد فدايى ره تو * به غير جان بپذير و بر اعتذارش باش