تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
هر كسى را در جهان روز غم و روز خوشى است * از پس هر روز غم روزيست شادان غم مخور گريهء بسيار كردى همچو يعقوب از فراق * مىرسد روزى چو گل باشى تو خندان غم مخور گر سر و سامان بدادى حاليا از هجر دوست * بار ديگر مىرسى آخر به سامان غم مخور كامت از تلخى هجران حاليا گر گشته تلخ * شربت وصلت بياشامى فراوان غم مخور گر شدى پيمانهء دل پر ز خون از هجر دوست * هم كنى پر از شرابِ وصلِ پيمان غم مخور گر خزان برگ و گل اين باغ را بر خاك ريخت * نوبهارى دارد از پس ، غنچه‌رويان غم مخور چند روزى ابر اگر در آسمان گردد پديد * مىرود اين ابر و خور گردد نمايان غم مخور قطع باران گر شود چندى ز راه مصلحت * باز از رحمت ببارد نيز باران غم مخور روز نادارى بسى سخت است ليكن عاقبت * مىرسد اين روز هم آخر به پايان غم مخور بردن بار گران منزل به منزل مشكل است * ليك آخر مىشود هر مشكل آسان غم مخور اى جواد اظهار دل‌تنگى مكن از شام هجر * هر شبى دارد ز پى ، صبح درخشان غم مخور
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 68 | الشيخ محمد جواد الخراساني