تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
آيا شود آن نور ببينيم و بباليم * بر خلق كه دولت به شَهِ بحر و بر آمد دوريست كه بر منتظران طعنه زدند خلق * اى منتظِران مژده كه آن منتظَر آمد شمشير عدالت ز نيام آمده بيرون * چون صاعقه بر قتل عدو در شرر آمد نزديك شد آن وعدهء ما عود بسوزيد * مجمر به كف آريد كه از او خبر آمد از بهر قدومش همه سازيد مهيّا * قربانى جانها كه ز جان خوبتر آمد شادى بود آن روز كه او رخ بگشايد * اى كاش كه با ديدن او جان به در آمد از غيبت او اين همه خون شد به دل ما * وين زخم و جراحت كه به ما بر جگر آمد كى زخم جگر بِهْ شود و شاد شود دل * ما را كه دگر روح به لب ، جان به سر آمد كم كن شرر نوحه جواد ، آه مكش بيش * دوران فرج آمد و غم رهسپر آمد

قافيهء ( ر )

يوسف گم گشته گر نايد به كنعان غم مخور * بيندش يعقوب اندر مصر سلطان غم مخور