تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
چه در عصر غيبت مگر اتفاقى * به ندرت كسى را پديدار باشد در اين عصر لطفش بس است ار كم و بيش * چه بِهْ گر كه با لطف ديدار باشد به لطفش بسازم گَرَم رؤيتش نيست * كه لطفش همه عمدهء كار باشد چه سود ار كه شادم كند از جمالش * و ليكن نه لطفش مددكار باشد مرا همت خدمت اوست بر سر * همان خوش كه بر خدمتم يار باشد توقع ندارم از او بيش ازينم * اگر چه زغيبش دلم زار باشد تو خود بر جوادت رخ از مهر بنما * كه از هر دو فيض تو سرشار باشد
* * *
باشد كه ببينم شب هجرم به سر آمد * خورشيد ولايت ز پس ابر بر آمد آن نيّر تابنده كه شد محتجب از خلق * يك بار دگر از پى اشراق در آمد آن نور جمالى كه ز عالم شده مستور * از پردهء غيبت به جهان جلوه‌گر آمد
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 66 | الشيخ محمد جواد الخراساني