تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
عمر من رفت ديده‌ام شد تار * باز در پرده است آن دلدار آفتابم غروب كرد هنوز * سر نياورد تا كنم ديدار شب عمرم رسيد تا به تمام * ديده در انتظار وى بيدار جان ز حسرت به لب رسيده هنوز * نكند خويش را دمى اظهار هان كه ما بندگان درگاهيم * بنده را خواجه كى كند انكار ما ستمديدگان هجرانيم * به ستمديدگان تو رحمى آر گرچه ما جمله معصيت‌كاريم * ليك داريم بر گنه اقرار زجر بر مجرمان سزاوار است * ليك ما مىكنيم استغفار عفو مولاى ما از اين بيش است * كه براند كسى از اين دربار تا كى از دوست رو كنى پنهان * كى تو را بوده اين چنين رفتار ما نه ز آن دوستان ظاهرىايم * كه نسازند دوستى پادار