تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
هان اى جواد از پى حجّت بگو به خلق * هر گفته گر چه بىاثر استى ثواب شد
* * *
بر مرغ دل ديگر قفس سينه تنگ شد * آه شبان هجر به رويش خدنگ شد بر بال مرغ روح چِكَد از خدنگ هجر * خوناب دل كه هر پر ، وى خُمِّ رنگ شد باد صبا به دوست بگو ترك هجر كن * كاين دُوريَت به ما سبب عار و ننگ شد گويند دوست كى كند از دوست احتجاب * بر پيشوا كى اين همه تاب و درنگ شد شمشير عدل تا به كى اين قدر در غلاف * دوريست جيش كفر كه با دين به جنگ شد آب سحاب رحمت حق كى كند نزول * بر لوح سينه‌ها كه مكدر ز رنگ شد اين زرعگاه تخم ولايت ز فقد آب * خشكيده خاك وى ز صلابت چه سنگ شد اى ناجى سفينه‌نشينان ترحّمى * كشتى شكست قافله سهم نهنگ شد صبر اى جواد حوصله‌تنگى مكن كه عقل * پايش به نزد حكمت تقدير لنگ شد
* * *