تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
تا كى به سينه هى زند از دل شراره‌اى * اين سينه كز شرار دل ، آخر مذاب شد آخر ترحّمى تو بر اين اضطراب دل * برگو كه گر ز سنگ همى بود آب شد يك جرعه‌اى ز عشق چشاندى كه بينيم * در جمره چون سپند كه در اضطراب شد وه وه چه جرعه بُوْد كه هوشم ز سر گرفت * يكسر تمام هستيم از وى خراب شد وه وه چه جرعه بود كه آتش فتاد از از او * در خرمن وجودم و دودش سحاب شد اين اضطراب چون كه خوش استى به نزد دوست * تن بر رضا دهم كه ز احباب ، باب شد سوز و گداز دوست بود نزد دوست ، دوست * اين را ز نزد خلق لِشَىْءٍ عُجاب شد يا رب شود كه ديده گشايم پسين گهى * بينم كه بر صفائح دين آفتاب شد اين افتراق مدّعيان طريق حق * بينم در آفتاب چه برفى كه آب شد هر چند شب نمىاست كه حاجت به آفتاب * نبود اگر كه عقل به خود ، نورتاب شد خودْ ، افتراق مدّعيان آيت خطاست * آن كس كه چشم داشت به چشمش سر آب شد