تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
به شوق توست كه اين روح جاى كرده به تن * به اين خيال كه شايد دمى رسد به مراد به شوق توست كه گاهى روم به طوس و گهى * به كربلا و گهى كوفه و گهى بغداد به معنى آن كه تو را خانه خانه مىجويم * شود كه گم شده‌ام در يكى كنم انشاد ز مغويان طريقت تو را نمىجويم * كسى كه رشد ندارد چه سان كند ارشاد دَرِ تو كى به رخ ملتجى بود مسدود * كه احتياج شود بر تملق افراد شهى كه كوس عدالت زند خطا بود ار * درش گشاده ندانى به بنده و آزاد مگر حجاب شقاوت تو را شود حاجب * به روز خويش بر افكن حجاب اى استاد كسى كه داعى خلق است خويش چون جوئيش * ز غير خويش مگر خوانديش جواب نداد برو جواد تو با عشق خود بسوز و بساز * كه عاقبت بود آخر لِكُلِّ قَوْمٍ هاد
* * *
اى دوست دل زِ آتش هجرت كباب شد * نارش به قلب صاعقه‌هاى عقاب شد