هر كسى را هست هجر اما رسد آخر به دوست * هيچ كس هجر و فراقش دور تر از ما نبود
هيچ مظلومى چو ما ننشست اندر قيد صبر * آه مظلومى ز كس پرشورتر از ما نبود
ما كه مقهوريم اندر چنگ دشمن روز و شب * اى فلك تصديق كن مقهورتر از ما نبود
هر كه غائب شد زياران آمد از وى گه خبر * هيچ كس روى مهش مستورتر از ما نبود
اى جواد اين پرده نبود جز ز كردزشت خويش * ور نه نزدش هيچ كس مذكورتر از ما نبود
* * *
نشد دمى كه دلم خالى از حَزَن باشد * مدام باغم و اندوه هم قرن باشد
چرا چنين نبود از فراق دوست دلى * كه در مودّت او بسته در رَسَن باشد
دلم به حبّ تو بسرشته در ازل اى دوست * كه از فراق تو در غصه و مِحَن باشد
تو روح و جان منى چون كنم به هجر تو زيست * بدون روح چه چيزى در اين بدن باشد
ز بهر ديدن رويت چرا فغان نكند * هر آن دلى كه به حبّ تو ممتحَن باشد