تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
هيچ دردى سخت‌تر از درد هجران نيست نيست * تا به كى اين درد بىدرمان را بايد كشيد آتشى از نار هجران نيستى سوزنده‌تر * نغمِهء گويى سلاماً ، كى بر او بايد دميد خانه‌اى ويران‌تر از قلبى كه دارد هجر دوست * نيست كى بايد به ببيند روز تعمير جديد ملك بىصاحب شود مخروبه آفات دهر * تا به كى اين ملك را بايد چنين مخروبه ديد بى جمال دوست نبود باصفا باغ ارم * بلكه جنت دوزخ است از دوست گر باشد بعيد شمع مجلس را نبايد برد از مجلس برون * تا كه تاريكى نگردد فرصتِ دزد پليد تا كه غيب است اى جواد اين زندگانى گو مباد * بى جمالش خوش نباشد باغ و راغ جشن و عيد
* * *
هيچ در عالم كسى مهجورتر از ما نبود * دردمندى در جهان رنجورتر از ما نبود هر كسى دارد به دل از هجر آه آتشين * ليك آه سينه‌اى محرورتر از ما نبود اى چه بسيارند دل بشكسته‌گان در روزگار * ليك در هجرت دلى مكسورتر از ما نبود