تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
خوشيد كجا اين همه بوده است غروبش * يك شب ز غمش بيش جهان تار نباشد مولاى ! برون آى كه تا خلق بدانند * كاين قافله بىقافله‌سالار نباشد اى شاه من اى ماه من اى شمس ولايت * برتاب كه خوش بىتو چمنزار نباشد اى سيد من خيز و پى عدل بكش تيغ * تا اين همه در خلق ستمكار نباشد خلقى به تو خو كرده تو خو كرده به صحرا * زيبندهء شه جاى به كُهسار نباشد ما خيل پراكنده تو رائيم و تو سردار * بيرون شدن از خيل ز سردار نباشد باز آ ، كه جوادت نكشد هجر تو هر چند * با لطف تو غيب تو نمودار نباشد
* * *
يكدم اگر كه پرتو لطفش به ما شود * دانم يقين كه خاك تنم ، كيميا شود كبريت احمر است نگاهش عجب مدار * كز يك نظر ، طلا همه ارض و سما شود آن كس كه كيميا طلبد جز ولاى او * هرگز ز غم برون نرود تا فنا شود
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 39 | الشيخ محمد جواد الخراساني