آن كيميا كه ما بگرفتيم نعمتى است * كاندر مقابلش دو جهان بى بها شود
از كيما اگر كه فقط مس شود طلا * از كيمياى ما همه جنسى طلا شود
شاهيست كاقتدار وى از قدرت خدا است * ذاتيست كز صفات جلالش جدا شود
يكدم نظر اگر به زمين و زمان كند * كون و مكان به اصل عدم منتهى شود
گر نظرهاى به آيينهء قلب ما كند * از نقش وى چه صورت شمس الضّحى شود
ما محو پرتو رخ اوييم صبح و شام * تا اين غبار ابر از او انجلا شود
كى مىكند جواد تمناى غير او * آن كس كه با وى از ره صدق آشنا شود
* * *
اى صبا از ما بگو بر دوست جان بر لب رسيد * تير طعن دشمنان تا كِىْ به جان بايد خريد
چند مىبايد تحمل كرد بر تلخى صبر * شربت شيرين وصلت را ببايد كى چشيد
تا به كِىْ در شيشهء دل ، خون بريزد فوق خون * جاى خون كى از افاضات تو مىبايد چكيد