ولى خطا بود اين گفته كو ندارد نقص * اگر كه دوست خطائى به ناگهان نكند
نه هر كه مىنرسد نزد او در او عيب است * چه اين خيال كسى غير جاهلان نكند
بسى طلا كه مصفى است در خزانهء شاه * هنوز شاه به او زيب محفلان نكند
نه آن كه نيست به شه احتياج بلكه بسا * به شاه ، زيب همانست كش عيان نكند
ز بنده نيست به جز بندگى جواد همان * بس است آن كه تو را شه ز ناكسان نكند
* * *
هجر اين همه از دوست سزاوار نباشد * هر چند كه در عهد وفادار نباشد
خواهى تو گر از دوست خطا هيچ نيايد * بسيار كم آن كس كه خطاكار نباشد
راندن نبود نيك ز دربار گدا را * هر چند كه او لايق دربار نباشد
بر شاه حجاب اين همه از خلق روا نيست * هر چند كه يك مخلص غمخوار نباشد
بر ماه كجا بوده محاق اين همه جائز * بى ابر چه گر صفحهء دوّار نباشد