از پس هر عسر يسر و از پس هر رنج * راحتيى گشته فرض بىخبر آيد
گر چه دراز است شام هجر مخور غم * كز عقب هر شبى تو را سحر آيد
منتظر فتح و نصر باش كه ناگه * صيحهء نصر از امام منتظر آيد
صبر بگير اى جواد چشم به ره باش * گوش بر آواز تا كه زنگ در آيد
* * *
هر آنكه عشق تو دارد چرا فغان نكند * ز عشق خويش چرا ترك اين و آن نكند
دلى كه انس بگيرد به همنشينى تو * چگونه در ره وصل تو ترك جان نكند
كسى كه ره بحر يم تو يافت چون زيبد * كه ترك منزل و ما وى و خانمان نكند
بسوزد آنكه ندارد ز هجر ديده تر * كه چوب خشك جز آتش سزاى آن نكند
رفيق و دوست چه بسيار گر بخواهم ليك * هر آنكه يافت تو را خو به ديگران نكند
مرا خوش است همان وحدت و همان خلوت * به شرط آن كه ز ما قطع رايگان نكند