تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
* * *
جان و دل عشاق زمعشوق جدا نيست * نزد عقلا هيچ در اين گفته خطا نيست عاشق چو به معشوق صفا كرد شود تن * معشوق شود جان مگر از اهل صفا نيست جان در سر و سر در كف و كف در كف محبوب * عقلش نبود هر كه بگويد كه روا نيست ديوانهء معشوق نه ديوانهء عقل است * اين عشق بكن فهم كه با عقل دو تا نيست اين عشق كه ما در پى اوييم بود عقل * ما پيرو عقليم بما عشق سزا نيست عقل آن نبود نفع و ضرر خوب شناسى * ور نه همه حيوان ز بشر هيچ سوا نيست عقل آن كه همه خير خود از شر بشناسى * خواه آن كه بود نفع تو يا غير ، بلا نيست اين نكته چو تصديق نمودى و شدى سلم * عشق آيد از آن رو كه جز از سلم و رضا نيست زينجاست كه چون ما بنهاديم سر عشق * بر درگه حق در دل ما غير بلى نيست مقصودم از اين درگه همان درگه مهدى است * جز او در و درگاه ديگر بهر خدا نيست