عشق تو كند پاره همه پردهء آمال * آمال بسوزد همه از نار محبت
يكجام گر از عشق تو نوشيد انوشير * آن كبر نبودش كه فكندش به هلاكت
عشق تو چو از رغوهء صاف خُم عقل است * چون عشق درآيد به درد پردهء نخوت
عشاق جهان گو كه بيايند بنوشند * زين جام كه يابند همه معنى وحدت
خوشبخت بود آن كه نصيبش شده حظّى * بدبخت كه محروم از اين فيض و كرامت
اين عشق چه اسرار كه بر سينهء ما ريخت * آموخت به ما درس همه دانش و حكمت
يك حرف ز درسش همه دستور جهان بود * زين حرف دهد نظمِ نظام بشريّت
ما عشق تو اى دوست گرفتيم و نهاديم * بر سر خَطِ فرمان تو چون تاج شهامت
زين عشق به جز ديدن روى تو نداريم * آمال ديگر اى گل گلزار ولايت
يك دم بگشا پرده از اين صورت زيبا * تا سير ببينيم پس از اين همه هجرت
بنگر به جواد اين همه در سوز و گداز است * بنماى جمال و بپذيرش تو به خدمت
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٣٠