هزارها بنمودند دعوى پيرى * مگر به قامت هر شخص اين لباس رواست
بگو به پير كه اين شيوه از كجا دارى * ببين كه از ديگرى مثل خود بر او شد راست
مرا كه پير به جز احمد و امامان نيست * طريق حق نبود غير آن كه كرد او راست
بِرو جواد تو بر اين عقيده ثابت باش * كه هر چه هست در اين ره تو را اميد و رجاست
* * *
اى مهر تو بر سينهء ما نقش منيت * حب تو به گردن شده قلّاده و زينت
عشق تو همى بر دل ما روح حياتست * بر ما بگشوده است در عيش و مسرت
داديم جهان را همه از حشمت و جاهش * اين مِهر گرفتيم كه سرمايه عزت
با حبّ تو ما را نبود حاجت شاهى * شاهى به بَرِ حُبّ تو پست است برتبت
با حبّ تو ما پا بگذاريم بر افلاك * ما را كُره خاك كجا مايهء شوكت
ما تاج ولاى تو كه بر سر بنهاديم * داريم از آن فخر به تاج همه دولت