بريزم اشك كه شايد بشويد اشگ روان * هر آن چه از غم هجران به روى دل كرد است
جواد چون كه نبستى به غير قائم دل * دل از عنايت لطفش هميشه خورسند است
* * *
غلام و بندهء آنم كه قطب ارض و سماست * به يمن مقدم و تدبيرش اين جهان برپاست
امام حجت موجود مهدى موعود * كه از طفيل وجودش حيوة ما برخاست
ز غيب او چه اگر دل به نيمه جان آمد * ولى شميم ولايش به دوست جان افزاست
چو دل به او بِسِپردم ديگر نگيرم پس * كه ارتداد و تلوّن ز پيروان هواست
كجا روم ز كه گيرم كه اوست منبع فيض * هم اوست مرشد و هم رهنما و باب هدى است
حديث پير و طريقت مگو ، شريعت جو * كه هر چه خير بود در شريعت او پيداست
به چند شعرِ محبت ، فريب پير مخور * كه شرط صيد گرفتن به دانه بذل و سخاست
طريقتى نبود جز طريق آل رسول * نه ذكر و ورد و فعالى كه ناپسند خداست