تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
بعد هجر تو مپندار ز يادم به روى * حاش للَّه‌كه نه اين قاعدهء احباب است نرود هيچ خيالت ز سر من شب و روز * دم به دم قبلهء روى تو مرا محراب است آب صافى كه ز مژگان صفا جارى شد * منعكس مهر رخت چون رخ مَه در آب است گر بخوابم تو بيائى به شبى يا روزى * به يقين دان تو كه كارم به تمامش خواب است آن قدر درد تو گويد به شب و روز جواد * تا بگيريش مگر دست ، كه در غرقاب است
* * *
مگو رقيب چرا آه سوزناك تو راست * كه سوز آه من از آتش فراق بپاست مگو ز چيست كه رخساره‌ات چنين شده زرد * كه رنگ چهره ز درد نهان دل برخاست نديده هجر ، چه داند فراق سوزان است * برو خموش كه منع و ملامتت بىجاست نديده درد چه داند كه چيست معنى درد * ز دردمند بپرس از چه رو سپند آساست فراق من نه ز ياران گل‌عذار استى * وليك سوز من از هجر شاه ارض و سماست
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 24 | الشيخ محمد جواد الخراساني