تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
بود مهجور نور ديده‌اش كم * به كورى مىكشد چشمان احباب مرا درد غم اندر دل فزونست * ز هجران شهِ امكانِ احباب دلى دارم ولى نامش بود دل * كجا دل مانده از هجران احباب بيا اى منتظر از پرده بيرون * مزن آتش ديگر بر جان احباب ببين عالم ز غيبت تيره و تار * بيا اى نيّر تابان احباب همه اوضاع عالم شد مُكدّر * بيا اى خسرو خوبان احباب ز هر سو داد مظلومان بلند است * بيا اى يار مظلومان احباب شها آخر تو سلطان جهانى * چرا غيبت كند سلطان احباب شكست اركان دين از هجرت تو * نه تنها دين ، همه اركان احباب بيا اى والى مُلك ولايت * بيا اى مايهء ايمان احباب همه بر خوان احسانت شب و روز * بيا اى والى احسان احباب