تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بگو به بىخردان ، راه فتنه كم جوييد * خداى گفته كه فَأتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْواب ز پشت پرده ميا ، گر نه سارقى درويش * نگر كه گشته به هر شيخ و شاب باز اين باب سُراق شمس مجواز صفاى سنگ سياه * نظر فكن كه خود از رخ همى گرفته نقاب دمى نرفته نخوانديش با حقيقت چون * بگوئى آن كه نگويد بدون پير جواب ولى به مُرده‌دلان وعظت اى جواد چه سود * كه نهر بيند و از سنگ سخت جويد آب
* * *
امان از هجر و از هجران احباب * كه بر هم مىزند سامان احباب فراق دوست بهر دوست پند است * بود هجران ، همان زندان احباب فراق دوست درد بى مداواست * مگر لطفى كند جانان احباب نبينم بهر بيماران هجران * به جز وصلت ، بود درمان احباب همه درد و الَم صعب است و مشكل * ولى هجران بود نيران احباب