بندگى و خدمت تو فخر جواد است * از دل و جان لَيْسَ فى فُؤادِى إلّا
خواهمت اين بندگى ز من بپذيرى * نامهء اين رتبهام تو خود كنى إملاء
گر چه مرا نيستى لياقت اين فيض * زان كه بود فخر اهل عالَم بالا
جملهء قدّوسيان نهاده به گردن * طوق عبوديّتت ز اسفل و اعلى
كى رسد اين آرزو ، به ذرّهء لا شىء * هست ز جبريل اين مقام معلّى
اين شرف است از پيمبران اولو العزم * لَيْسَ بِأَن كُلّ مَن دَنى فَتَدَلّى
ليك به دربار شاه از همه صنفى * هست چه عالى بود چه ذره سفلى
ديو و پرى هم ، بُدى به ملك سليمان * بنده و خدمتگزار اى شه و الا
ملك تو بى حدّ فزون ز ملك سليمان * لطف تو از هر كريم اشمل و اجلى
پس چه شدستى كه سالهاى دراز است * منتظر خدمتم به درگه مولى
رقعهء حسن قبولم از تو نيامد * عمر كه بگذشت كى كنى تو تجلّى
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٨