تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

معارضه با اين غزلش « اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى » كه در شأن شاه وقت خود سروده و ما به شأن ولى عصر عليه السلام سروده‌ايم

اى در رخ تو پيدا ، آيينهء الهى * وز صورتت هويدا ، انوار حق كَما هى اى سينهء تو مخزن ، بر علم حى سبحان * وى در دل تو پنهان ، اسرار لا تَناهى اى صاحب ولايت ، نوباوهء رسالت * اى مظهر جلالت در حضرت الهى مِرآت ذوالجلالى ، آيينهء مثالى * مجموعهء كمالى ، عالمْ گدا ، تو شاهى حُسنَت تَبارَكَ اللَّه ، عكس جمال حقّ است * ملك تو بارَكَ اللَّه ، از ماه ، تا ، به ، ماهى كِلْكَت مدار فيض است ، از خاك تا به افلاك * آب حيات از او ، فيضى كم است واهى اى گوهر دو عالم ، اى فخر وُلدِ آدم * مصداق اسم اعظم ، بر ماسِوى گواهى اى يادگار احمد ، اى مهدى مؤيَّد * اى تيغ مِهرِ سرمد ، تو شاهِ حق‌ْپناهى اندر حريم مُلكَش ، ره نيست اهرمن را * از اهرمن چه ترسى ، دارى تو همچو شاهى صد حكمت سليمان ، در جنب حكمت او * چون قطره است و دريا ، يا جنب كوه ، كاهى هر كس كه تاج بر سر ، بنهاد ، شَهْ نباشد * غير تو را چه زيبد ، شاهى ، اگر تو شاهى