طائر گلشن قدسم چو شدم پيرو حق * نشدم آلت غير و نه به دام افتادم
نه مَلَك بودم و نى هستم و نى بَعد شوم * آدم خاكيم و زادم ، خاكىْزادم
هست فردوس برين جاى من از پويش حق * ور نه من كمتر از آنم كه بِزايم زادم
كوكب بخت مرا گر چه منجم نشناخت * كه منجم نشناسد كه چه گوهرزادم
زادم از مادَرِ گيتى به تشيع ز نخست * شكر حق را كه چنين طالع نيكو دادم
تا شدم حلقه به گوش در مهدى به نياز * هر دم آيد شَعَفى نو ، به مباركْ بادم
خُرَّمم زانكه شدم بندهء سلطان دو كَوْن * بر در پير تصوّف سر خود ننهادم
نه خورد خون دلم مردمك ديده نه غم * كه چرا دل به فريبندهء آدم دادم
عقل خود ، خام نكردم به سخن هرزهء پير * تا رود كوثر و طوطى و جنان از يادم
سايهء طوبى و دلجويىِ حور و لب حوض * نه ز كف دادم و نى برد ز كف شيادم
پاك كن چهره ، جواد ، از اثر فيض إله * ترسم از رَشك رقيبان بِكَنند بنيادم
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٦٤