صد باد سليمانى ، سربسته بفرمانت * اين است امام اى دل ، تا باد نپيمايى
يا رب به كه بتوان گفت ، اين نكته كه صدها سال * در پرده بُوَد پنهان ، آن شاهد هر جايى
هر چند كه هر جا هست ، آگه بود از هر سِرّ * رخساره گهى نبود ، بر عاشق شيدايى
شاها چمن و گل را ، بىروى تو رنگى نيست * بشتاب كه عالم را با جلوه بيارايى
اى آيينهء رحمان ، رُو از چه كنى پنهان * شد تا ز جهان يكسر ، رو از چه تو ننمايى
اى هجر توام درد است ، اى وصل توام درمان * وى ياد توام مونس ، در گوشهء تنهايى
ما را نبود اى شه ، در پيش تو جز زارى * تا لطف چه انديشى ، تدبير چه بنمايى
در دايرهء طاعت ، ما نقطهء پرگاريم * رأى آنچه تو انديشى ، حكم آنچه تو فرمايى
فكر خود و رَأى خود ، در بندگى حق نيست * شرك است در اين مذهب ، خودبينى و خودرأيى
زين غيبت طولانى ، خون شد جگرم باز آى * تا حل كنم اين مشكل ، زنگم همه بزدايى
حافظ شب هجرانش ، شد وصل به شاهانش * نوبت به جواد آمد ، پايان شكيبايى
شاديت مبارك باد ، پاينده بمانى شاد * آخر پى هر هجرى ، وصليست تماشايى
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٦٨