تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
به مستوران مگو اسرار مستى * حديث جان مگر با نقش ديوار نمىداند كه خود نقش جدار است * كه از مستى نگرديده است هشيار ولى از ما بگو با هر كه هستى * ز روىِ كار مستان پرده بردار بگو مستى ندارد با خدا رَه * خراباتى بود يا صوفى خوار هر آن كس عقل را پشت سر انداخت * نه دين دارد نه باشد با خدا يار خرد بيناى نقش كائنات است * كه عشق خام با او كِىْ كند كار به يُمن رايت مهدىّ منصور * جواد اين نظم كردى نِىْ به افكار تو تعجيلش خدايا در فرج كن * به لطف خود ز آفاتش نگهدار شَهِ حافظ بُوَد منصور شاهى * شَهِ ما مهدى و آن آل اطهار

معارضه با اين غزلش « دلم رميده لولِىوشىاست شورانگيز » كه در تَعَشُّق به پير يا ديگرى گفته و ما به نام ولى عصر عليه السلام سروده‌ايم

دلم رميده شاهيست بىنظير و عزيز * كه هم بود به جهان شاه و هم به رستاخيز