تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مُلْك و مَلَك از عزمِ تو شاها به اميدت * اى جان جهان خيز كه جانها به تو مقبل اى آن كه به جز درگه حق نيست اميدت * دست طلب از دامن اين شاه تو بگسل بگذر ز جهان و مى هر كس كه جهان يافت * گردن مكن از حرص گرفتار سلاسل دور فلك امروز نه بر منهج عدل است * خوش باش كه روزى شود اين دايره زايل روى فلك امروز مقابل شده با ظلم * با نيّر عدلى بشود نيز مقابل هر چند كه غايب ز ميان است ولى فيض * مقطوع نگردد ز همه صامت و سائل او قاسم رزق است به هر بنده و هر شاه * درخواست ز غيرش بود انديشهء باطل حافظ طلبد رزق ز يحيى بن مظفر * حاشا كه جواد از در مهدى بزند دل

معارضه با اين غزلش « هر چند پير و خسته‌دل و ناتوان شدم » كه به نام شاه وقت و پير مغان سروده و ما به شأن اهلبيت عصمت عليهم السلام و حضرت مهدى عليه السلام سروده‌ايم

هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم * هر گَه شدم به ياد امامان جوان شدم شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همت خود كامران شدم