طبيب دين من او هست و مرشد من او * ولاى او همه انديشه خطا ببرد
نه باده خواهم و نى آن فراغتى كه از او است * كه لطف مهدىِ ما ، دل ز ماسِوى ببرد
نه دل ضعيفم و نى دل كشد مرا به چمن * كه قوت دل ما رنج و غصهها ببرد
اگر چه با همه كس نَردِ كينه باخت ، فلك * وليك كينهء او ، دينِ ما كجا ببرد
هزار شكر كَز ابليس رستهايم اى دوست * كه كس نبود كه دستى از اين دعا ببرد
بسوخت عاقبت از مكر و فتنهاش ، حافظ * كه تا ز پيرِ مُغان و شَهان ، عطا ببرد
جواد ، ما كه به مهدى عليه السلام سر وفا داديم * اميد آن كه ز ما هر غمى خدا ببرد
معارضه با اين غزلش « الا اى طوطى گوياى اسرار » كه به نام شاه منصور گفته و ما به نام ولى عصر عليه السلام سرودهايم
الا اى حامل آيات و اخبار * الا اى فارغ از اوهام و پندار
الا اى بندهء خاص امامان * الا اى پيرو اطهار ابرار
تو را اين بندگى ، جاويد و خوش باد * كه خوشنقشى ز خود كردى نمودار