تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سلالهء نَبَوى خوى ، خوى پيغمبر * نه خلف وعده كند ، نِىْ خدوع و نِىْ خون‌ريز خوشا كسى كه بگيرد ره طريقت او * ز هر درى كه بود غير او كند پرهيز در اين مقام كه باب اللَّه است مِىْ نخرند * هزار خرقهء رندى به طرّهء ترتيز خوشا به جامهء تقوى كه رهروش پوشد * كه تا زَنَد رَهِ هر فرقه و بُوَد به گريز هزار رند خرابات و مست خانقهى * فداى خاك قدمهاى مرد با پرهيز خيال روى تو اى شَه اگر به خاك بَرَم * چه غصه‌ام كه بود رجعتى و رستاخيز فرشتهْ ، عشق بداند ، به حق ، نه ، بر ، مَه‌ْرُو * فرشته‌خو ، به سَرَم عشق تو است شورانگيز ولايت تو بود عهدنامه بر كَفَنَم * كه حجتم بود اندر بر خداى عزيز ز هول حشر چه باكم كه با ولايت تو * نه هول حشر و نه دوزخ بود نه آتش تيز شها به درگهت از فقر آمدم رحمى * كه جز ولاى توام نيست هيچ دستاويز تو مهدى حقى و هادى طريق نجات * بيا و آبِ حياتى بر اين فسرده بريز غلام آن كلماتم كه مرده زنده كند * بيا و زندگيم بخش و دل بكُن لبريز