منم آن عبد وفادار كه گرد شَهِ خويش * همچو پروانه همى طوفكنان خواهد بود
او به عشاق نظر دارد و لطفش بِسِزاست * پاك آن دل كه به اين مهر مكان خواهد بود
اى شَهِ عصر و زَمَن ، شوقِ تو ، ما را بگداخت * كى در اين دهر تو را دور و زمان خواهد بود
گوش بر بانگ تو داريم به هر صبح و مسا * تا كى از كعبه نداى تو ، عيان خواهد بود
گر كه پيش از تو نَهَم سَر به لَحَد ديدهء من * تا دمِ صبح قيامت نگران خواهد بود
در لحد منتظر فرصت رجعت باشم * دل ، پىِ ديدنِ آن روى نهان خواهد بود
گر بدانم كه تو را منزل و مَأْوا به كجاست * سر ز پا زودتر آن سوى روان خواهد بود
هر مقامى كه در آن جا گذر افتاده تو را * سالها معبد ما بود و چنان خواهد بود
هر زمينى كه نشانِ كف پاى تو بُوَد * بوسگاهِ من و صاحبنظران خواهد بود
برو اى رند ! شرابى كه به دلخواه تو نيست * راه حق بر تو نهان است و نهان خواهد بود
گر نهان است ز ما راز پَسِ پرده چه باك * راه حق فاش و عيان است و عيان خواهد بود
كجىِ بخت تو حافظ به رَهِ كج كِشَدَت * تا رَهِ راست به دست دگران خواهد بود
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٥١