تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
شكر للَّه‌كه يقينم شد و ترديد بِرَفت * گر چه اين علمِ من از روز بِدايت باشد رَه ميخانه و بتخانه و هر خانِقَهى * لانهء كفر و نفاق است و سعايت باشد بندهء مهدى حقّم كه ز جهلم برهاند * آنكه او مالك ملك است و ولايت باشد نه مرا پيرِ مغان است و نه پيرِ دگران * فضل مهدى به سَرَم ظِلّ حمايت باشد حافظ و فسق و فجور و من و تقوى و نماز * تا تو را خود ز ميان با كه عنايت باشد ما و مهدى زمان حافظ و آن پير مغان * اى جواد از اثرِ مِىْ چه شكايت باشد

معارضه با اين غزلش « تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود » كه به نام پير مغان گفته و ما به نام ولى عصر عليه السلام سروده‌ايم

تا ز اثنى عشرى نام و نشان خواهد بود * سر ما خاكِ رَهِ شاه زمان خواهد بود حلقهء مهدِيَم از روز قَدَر در گوش است * بر همانيم كه بوديم و همان خواهد شد گر همه اهل زمين پير مغان را نگرند * ديدهء من سوى مهدى نگران خواهد بود بر سَرِ تربت ما چون گذرى فاتحه خوان * كه زيارتگَهِ نيكان جهان خواهد بود