تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
بُوَد از نور وى افلاك درخشنده و لامع * بهر او اهل سماوات همه خاضع و خاشع تا كه خلّاق ملايك و جهان حضرت صانع * در لباس بشرش خواست كند ظاهر و بارع تا كه بر اهل زمينش بكند حجّت و برهان
در شب نيمهء شعبان شب با يُمن و سعادت * كه بود همچو شب قدر و مختص عبادت ناگهان كرد طلوع از افق برج كرامت * يافت از حضرت نرجس به سامرّه ولادت بود مكتوب به بازوش همى آيت تمّت * سجده بنمود خدا را پىِ شكرانهء نعمت چون كه خلّاق جهان كرد به او ختم امامان
چون كه طالع و هويدا به جهان گشت هلالش * شد منوّر همِهء عالمِ سفلى ز جمالش شهر سامره چو يك پارچِه از نور صُلالش * خاك ناقابل او يافت جلالت ز جلالش شد به حدى كه دگر عرش نباشد به قبالش * كاش حقّ ، روزى من ساخت زيارت و وصالش تا زنم بوسه به درگاه دُو ، تا حجت سبحان