خيز از مدرسه رو سوى دبستان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم * طلب علم نما از ادَبِستان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم
تا به كى ماندهاى در مدرسه در گوشهء زندان * روز عيد است بپاخيز به عنوان سياحت
پى تفريح روان شو تو به گلزار ولايت * بين كه از گلبن صدّيقه و از شاخ وصايت
سر بر آورده يكى گل كه بود ختم امامت * ديده بگشاى دمى سوى سماوات خلافت
بين كه از يازدهم برج شرافت و هدايت * گشته طالع و نمودار يكى نجم درخشان
بارها داد خداوند بشارت به پيَمبر * كه در اين عالم سفلى بكند جلوهء ديگر
كاندر آن جلوه نمايد همه آفاق مُنوَّر * آورد نشر ، دِهِ عدل و به قهر آيت اكبر
قائمش خواند و لقب منتقم و كرد مظفر * تا بريزد به زمين خون همه ملحد و كافر
رشته جوْر كُنَد قطع و دهد عدل نمايان * نور وى بود به عرش ازلى ساجد و راكع
عرش بگرفته بسى زينت از آن كوكب ساطع
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١١٧