تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
اى دوست چون شود كه زمانى سفر كنى * لطفى كنى به مرده دلان يك نظر كنى روزم چه شام تار شُدستى شبى دراز * چون باشد اين شبم به جمالت سحر كنى از راه لطف و بنده‌نوازى چه مىشود * لختى نظر به حال رقيبانِ در ، كنى در شرع ما عيادت بيمار سنت است * چونست عيادتى ز منِ خون‌جگر كنى باد صبا به دوست ز بيمار هجر وى * برگو سلام گر كه بدان سو گذر كنى برگو كه اى طبيب حقيقت چه باشد ، ار * رنجور خويش را تو دواى نظر كنى از حسرت جمال تو بر لب رسيد جان * چون مىشود گَرَم ، كه ز حسرت بِدَر كنى ترسم بميرم عاقبت از حسرت وصال * روزى نبينمت كه جهان را قمر كنى گر روز وعده نيست ولى دانمت يقين * با دوستان عنايت و لطف دگر كنى گر نيست دوست بندهء خاصت بود جواد * باشد روا اگر نظرش بيشتر كنى
* * *