تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ولى ز بهر خداى اى اجل بده مهلت * كه هست چشم مرا پشت پرده منتظَرى بده مجال كه روز وصال وى بينم * ببينمش كه جهان را نموده چون قَمَرى دگر جواد تمنّاى ديگرى نكند * تو خواه روز بيا خواه شام يا سحرى
* * *
از ضعف مىنالم ولى ، از عشق دارم قوّتى * از درد بى تابم ولى ، از شور دارم همتى اركانم از بسيارى ، اندوه و غم گرديده سُست * از نور ايمان در جنان ، دارم نشاط و بهجتى اعضايم از كار اوفتاد ، بنياد من رفتى به باد * بر باد هنگام مراد ، از شوق دارم رغبتى از هجر شَه جانم به لب ، از غصه گَشتم همچو نِى * چيزى نمانْد از هستِيم ، جُز يك دل پُر حسرتى مهرت زد آتش بر دلم ، كش سوخت اين آب و گِلَم * يك‌سر تمام حاصلم ، هم باز دارى عزلتى از هجر رويت در تَبَم ، يكسان شدى روز و شبم * جانا چه خواهد شد كُنى ، يك لحظه بر من منّتى قهرم مكن زجرم مكن ، از دَرگَهت نَهرم مكن * جانا فَلا تَنهَر بخوان ، زين بيش منما هجرتى
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 107 | الشيخ محمد جواد الخراساني