تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
زان سپس گر كه جان دهم نيكوست * چون دگر نيستم هوسهائى جان به لب آمده است و حوصله تنگ * نيستم طاقت شكيبائى چه شود گر ز راه لطف دمى * رخ بر اين مستمند بگشائى صاف بىپرده مىكنم اظهار * نيست در شعر من معمّائى نه مرا از كسى طمع باشد * نه ز شمشير و تير پروائى نه ز مِىْ گويم و نه ميخانه * نِىْ ز خطّ و ز زُلف و رعنائى هر كه دارد اميد صحبت دوست * بايد از سر نهد من و مائى من و مائى مگو كه نيست مرا * چون نَنازم به مال و دارائى هر چه را خود به او شعار كنى * بدعت است و منىُّ و رسوائى شب سحر گشت اى جواد بس است * يك اشارت زبهر دانائى
* * *