تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

قافيهء ( ى )

باز دل كرد ياد تنهائى * ياد رَستن زِ هَر مَن و مائى از علائق دلم به سر آمد * اى خوشا رو كنم به صحرائى اين علائق موانع راهند * نگذارد مرا رسَم جائى اى خوشا وحدت و خوشا خلوت * كه در آن جاست جلوه‌آرائى طبعم از آدمى جدا گشته * در سَرَم نيست هيچ سودائى نه به سر عشق خانمان دارم * نه به دل ميل حُسن و زيبائى نه مرا ميل خوى انسان است * نه هواى سرود و نغمائى گشته كُنج دلم چو ويرانه * نَفْس را نيست جاى سُكنائى من بِرَستَم كه تا رسَم به وصال * غير اين نيستم تمنّائى آرزويم همان بود كه شبى * كنم آن دوست را تماشائى
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 103 | الشيخ محمد جواد الخراساني