تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ماه جمال دوست كه دوريست شد افول * ديگر چه جاى عيش بود در فراق ماه بدر منير چون شود اندر حجاب ابر * ديگر كجا صفا بود آن بزم تيرگاه از مجلس ار كه شمع فروزنده دور شد * كى مىشود به مجلسيان عيش دلبخواه ظلمت تمام ملك وجودم فرا گرفت * از احتجاب نيّر اعظم ز بَزمگاه اى قوم سر به جيب تحسر فرو بريد * تا فجر ما طلوع نمايد ز صبحگاه صبح اميد ما چه شود منفجر ز غرب * از بهر عيش ما بود آن روز وعده‌گاه امروز گر چه شام سياهست بهر ما * آيد كه همچو روز شود اين شبانگاه شه چون كند ز قاهرهء ملك خود سفر * اركان وى شود متزلزل ز غيب شاه اى آفتاب ما چه شدستى كه كرده * در برج حوت بهر خود اعزاز بارگاه برخيز و سر بر آر كه دور جفا و جور * از حد گذشت پهن كن اشراق دادگاه ما را نصيب از چه شد اين حسرت اى فلك * كاين آفتاب ما بود ، اندر غروبگاه
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 101 | الشيخ محمد جواد الخراساني