تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
سير بىراهه مىكند شب و روز * غافل از آن كه سير مستانه شب تار هر كسى رود يك سو * روز پيداست ره ز كورانه گو كه قومى مرا جفا گويند * چون نجويند حرف حقّانه نيستم باك اگر كه بگذارم * در ره دين قدم به مردانه طمع مدحم از كسى نبود * ز آنكه اين خدمتى است فرضانه هر كه شد بندهء اوامر شاه * نيست او را طمع به مُزدانه تو بيا چون جواد شو آزاد * از طمع حق بگوى حُرّانه دانمت دلپسند شعرم نيست * چون نه مِىْ دارد و نه ميخانه من نگويم از اين رواغب نفس * ز آن كه منظور نيست نفسانه
* * *
دوريست آن كه صفحهء عيشم شدى سياه * اسباب بزم وجه نشاطم شدى تباه