اجمالٌ :
حروفىكه عامل نيستند
حروفيكه عامل نيستند هر چندى از آنها در تحت يك عنوانى باشند و بعناوين آنها اشارت مىرود .
تفصيلٌ :
چون دانستى كه مقصد اصلى از اين علم دانستن اعراب و آنچه دخيل است در كيفيت اعراب از حالات و اقسام معمول و عوامل و أما آنچه خالى از اين سه باشد از مباحث مقصوده اين علم نباشد پس مقصود اصلى بحروف غير عامله تعلق ندارد و لكن از باب استكمال علم بر اقسام ثلاثه موضوع يعنى اسم و فعل و حرف و مقدمية غير عوامل در شناسائى عوامل زيرا كه تعرف الاشياء باضدادها اينك بشرح غير عوامل مىپردازيم .
حروف استفهام
از آن جمله حروف استفهام است و آن « همزه » و « هل » است هل را اختصاص بفعل باشد ولى همزه را نى ، همزه بر ناقص داخل شود و هل نى ، و ديگر از ادوات استفهام باشند كه غير عامل باشند ولى آنها اسم باشند و آن « كيف و متى و اين » بمعنى چطور و چه زمان و كجا مىباشد و ديگر « انّى » است كه بمعنى « اين » و « أىّ » كه بمعنى كدام يك ، و « أى » را در مؤنث « تاء » داخل شود چون « أيته » و ديگر « مَن و ما » بمعنى چه كسى و چه چيز و گاه شود بعد از « من و ماذا » آيد بمعنى اشاره يا موصول بمعنى الذى يا زياده بى معنى باشد چون « من ذا رأيت » يعنى چه كسى است اينكه ديدى يا چه كسى است آنكس كه ديدى يا كهرا ديدى و « ماذا صنعت » يعنى چه چيز است اينكه كردى يا چه چيز است