منصوبات و مجرورات و مجزومات را تابعى باشد كه در اعراب او را متابعت كند و توابع پنج است چنانچه در اين بيت است :
تابع بهنزد نحويان پنج است مىسازم بيان * نعت است و توكيد و بدل ، عطف نسق عطف بيان
تفصيلٌ :
بحث نعت
چون شرح معمولات داده شده حال بدانكه گاه شود معمولرا تابعى باشد كه او را متابعت كند در اعراب او و آن معمولرا متبوع نامند و توابع چنانچه ذكر شد پنج است :
اوّل « نعت » يعنى صفت ، و متبوع او را منعوت و موصوف گويند . نعت آن اسمى است مشتق يا هر چيزى كه معنى و صفت در آن باشد چون « جائنى رجل كريم » پس رجل فاعل است و موصوف كريم صفت او است . و بدانكه نعت از منعوت خود در سه چيز ديگر نيز متابعت مىكند يكى در تذكير و تأنيث و ديگر در تعريف و تنكير و ديگر در افراد و تثنيه و جمع يعنى هر چه منعوت باشد نعت چنان خواهد شد پس در مذكر مذكر و در مؤنث مؤنث و در معرفه معرفه و در نكره نكره و در مفرد مفرد و در تثنيه و جمع تثنيه و جمع خواهد بود مثال هر يك چون « رجل كريم » و « زيدٌ الكريم » و « امرأته كريمة » و « رجلان كريمان » و « امرأتان كريمتان » و « رجال كرام » و « نساء كريمات » و هكذا .
بحث تأكيد
دوم « تأكيد » است تأكيد دو قسم است : يكى تأكيدلفظى يعنى آنكه لفظ معمول بعينه مكرر شود براى تأكيد چون « جاء زيد زيد » . دوم تأكيد معنوى يعنى لفظى آورده شود كه معنى