فصلٌ :
حروف تحقيق
ديگر حروف تحقيق است و آن « قد » است و مخصوص بفعل است در ماضى بيشتر داخل شود و بمعنى تحقيق است چون « قَدْ ضَرَب » و بر مضارع نيز داخل شود و براى تقليل است چون « قد يضرب » يعنى گاهى مىزند و گاه شود كه در مضارع نيز براى تحقيق آيد و ديگر « هل » است گاهى بهمعنى « قد » آيد چون « هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ » .
فصلٌ :
حروف تنفيس
ديگر حروف تنفيس است و آن « س » و « سوف » بمعنى زود و زودِ زود است چون « سيضرب » و « سوف يضرب » و اينها را حروف استقبال نيز نامند يعنى حروفى باشند كه بر مضارع داخل شوند و از اشتراك او را بيرون آورند و او را مخصوص باستقبال كنند و همچنين از حروف گذشته چون « ان » و « كَى » براى استقبال باشد .
فصلٌ :
حروف تفسير
ديگر حروف تفسير و آن « ان » و « اى » يعنى چون محلّى قبلًا ذكر شود براى تفسير كردن و شرح آن « اى » يا « ان » آورند چنانچه اگر خواهى كلمه را تفسير كنى چون « وَدّو لو كانوا مسلمين » مىگويى « اى تمنّوا ان كانو مسلمين » و « ان » نيز بمعنى « اى » است لكن « ان » تفسيريه در هر كجا نيايد بلكه بايد بعد از چيزى آيد كه تفسير جمله را كند كه « ان » در آن به معنى قول باشد يا بعد از خود قول چون و « فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ » يعنى « اى اصنع الفلك » و در دومى معنى قول است .